|
گل ارکیده |
|
|

میجویم بی آنکه بیابم، به تنهایی مینویسم
کسی اینجا نیست، روز فرو میافتد، سال فرو میافتد،
من با لحظه سقوط میکنم، به اعماق میافتم،
کوره راه ناپیدایی روی آینهها
که تصویر شکستهی مرا تکرار میکند،
پا بر روزها میگذارم،
به جستجوی یک لحظه پا بر سایهام میگذارم،
من آن لحظه را میجویم که به دلکشی پرندهای است
من آفتاب را در ساعت پنج عصر میجویم
که آرام بر دیوارهای شنگرفی فرو میافتد....
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 20:31 توسط ارکیده |

دلتنگ خسته بی هیجان پشت پنجره
کز کرده ایستاده زمان پشت پنجره
هر شب برای چیدن ماه نگاه تو
در من خلاصه است جهان پشت پنجره
پاییز می وزد به هوای همیشه ام
با لهجه بهار بخوان پشت پنجره
پیچد در هوای دلم رعد یاد تو
یعنی شکست بغض خزان پشت پنجره
باران گرفت شاعر دیوانه تا ابد
با خاطرت خیس بمان پشت پنجره
+ نوشته شده در پنجشنبه سوم آذر 1384ساعت 20:5 توسط ارکیده |