|
گل ارکیده |
|
|
رفته از یاد برده از یاد دلبری کو آن که در دل مرهمی داشت دل فدایت چشم من مات گنگ و خاموش عاقبت خفت
+ نوشته شده در یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 18:42 توسط ارکیده
شب سکوتی ژرف غرق میشوم در آن ذره ذره ، تکه تکه حل میشوم باد بر من می کوبد می وزم نرم و پاورچین مرا روزنه ای بس است وزیدن گیرم رو سوی تو و کمی در بستر ای شهر خاموش عاشق تر شوم.....
+ نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 0:37 توسط ارکیده |