|
گل ارکیده |
|
|
تو نیستی ...اما من برایت چای می ریزم
دیروز هم نبودی ... که برایت بلیط سینما گرفتم دوست داری بخند دوست داری گریه کن و یا دوست داری مثل آینه مبهوت باش مبهوت من و دنیای کوچکم دیگر چه فرق می کند باشی یا نباشی من با تو زندگی می کنم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 3:39 توسط ارکیده |
نیگا به دستای کوچیکم نکن
دلم خیلی بزرگه!! 
+ نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 8:53 توسط ارکیده |
گاهي فقط گاهي
قدر يک تبسم کوچک برويم بنشسته در نگاهي خسته آن سوي کوهها آن سوي دشت ها فاصله ها بخند و مرا کمي به ياد آور !!!
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 21:34 توسط ارکیده |
نمیدانم کجایی
به کجا رفته ای
به کجا رفته است
روحم را به کجا برده ای؟
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مرداد 1386ساعت 22:56 توسط ارکیده