|
گل ارکیده |
|
|
خدایا
بر این تن های خسته
بر این زخمهای بر دل نشسته
خدایی کن
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 7:1 توسط ارکیده |
میجوشد و میجوشد
از درون از بیرون
اتشی و خاکستری
التهابی شیرین
تبی سرد
و عشقی تا عمق جان اتشین
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 8:15 توسط ارکیده |
یه بزرگی بود که یه زمانی خیلی ها دوسش داشتن حتی کسی دوس نداشت یه اسیب کوچیک ببینه روزگار براش اینقدر چرخیده و ... اون بزرگ اینقدر کوچیک شده که حالا همه میخوان بعد مرگش رخت عروسی به تن کنن...
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 8:32 توسط ارکیده
چهار سال دیگه
حدودا 2...3 مهر
شروع اخر امروز است...
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 6:45 توسط ارکیده |